××× منفعت همگانی در حکومت جمهوری
در شرایطی که افغانستان به شدت با کمبود مکتب دچار است و در بعضی از مناطق کشور، دانش آموزان در زیر خیمه ها و فضای باز درس می خوانند و تمام مشکلات را در این زمینه تحمل می کنند، دشمنان مردم و دانش، آموزش و پرورش را نشانه گرفته و مکاتب را به آتش می کشند. در سه دهه گذشته مکاتب زیادی در افغانستان تخریب شده و یا به آتش کشیده شده است. فقر فرهنگی که ریشه در عدم توسعه فرهنگی کشور دارد و بیشتر در سالهای جنگ و خشونت بالای جامعه و انسان افغانی تحمیل شد یکی از عوالم آن محروم بودن توده های مردم از آموزش و پرورش بوده است.
دشمنان انسانیت و خودباوری خوب می دانند که چه چیزی مانع رسیدن آنها به اهدافی است که به نام دین انجام می دهند. در حالیکه عملکرد آنها در تضاد کامل با دین قراردارد. مدارس دینی در ایالت های صوبه سرحد و بلوچستان پاکستان با استفاده از وضعیت نابسامان افغانستان، مکانی برای پرورش تروریسم شده و افغانستان را به عنوان آزمایشگاه اعمال تروریستی انتخاب نموده اند.
فرزندانی را که باید برای ساختن جامعه ایده آل اسلامی آموزش و پرورش داده شوند برای تخریب جامعه اسلامی مورد استفاده قرار می دهند.
مدارس دینی که معلوم نیست از چه منبعی تامین مالی می شود و سالانه میلیون ها دالر مصرف دارند فارغان آن به نام طالبان دین بیشتر از آنکه چیزی از دین آموخته و در خدمت دین باشند، آموزش نظامی دیده و در خدمت مخالفان دین قرار می گیرند.
دستاورد مدارس دینی جمهوری اسلامی پاکستان برای جمهوری اسلامی افغانستان، طالبانی است که با به قدرت رسانیدن شان، درهای مکاتب و مراکز فرهنگی را می بندند و بعد از برکناری شان از قدرت، به آتش زدن مکاتب می پردازند. و اینگونه حرکت ها یک عمل اسلامی تلقی می شود. طالبان و یا هر فرد و گروهی که به آتش زدن مکاتب دست زده و معلمان مکاتب را به قتل می رسانند در حالی به این اعمال ضد انسانی و اسلامی دست می زنند که افغانستان به بازسازی و نوسازی به ویژه در بخش فرهنگی ضرورت دارد.
در چهارونیم سال گذشته بخش قابل توجهی از کمک های جامعه جهانی صرف بازسازی و نوسازی مکاتب شده است. در هر کنفرانسی که از سوی جامعه جهانی برای کمک به بازسازی و نوسازی افغانستان تشکیل می گردد و دولت افغانستان با چانه زدن های زیاد موفق به گرفتن کمک از سوی کشورهای جهان می شود، مخالفان علم و دانش در یک لحظه دستاورد دولت را به آتش می کشند. درحالیکه مکاتب و مراکز فرهنگیی که با استفاده از کمک های جامعه جهانی ساخته می شود علاوه بر هزینه مالی، وقت زیادی را دربرمی گیرد.
کمکی که به دولت افغانستان برای ساختن زیربناهای فرهنگی از سوی جامعه جهانی داده می شود هدف اصلی آن از بین بردن جهلی است که از عدم توسعه فرهنگی و زاییده آن فقر فرهنگی به وجود آمده است. از اینرو جامعه جهانی، کشورهای دوست و دولت افغانستان بر آن شده اند تا ریشه های جهل را از بین برده و بخشکانند.
اما مخالفان آگاهی توده ها که پایگاهی در آنسوی مرزها دارند نمی خواهند ریشه هایشان در این سرزمین از بین برود. آنها در واقع با آتش زدن مکاتب و کشتن معلمان مکاتب و ایجاد رعب و وحشت در میان دانش آموزان و معلمان مکاتب به جنگ علم و دانش رفته و با این اعمال خویش می خواهند جهل را در جامعه حاکم سازند.
اما قضیه زمانی غم انگیز تر می شود که چنین اعمالی به نام دین انجام می شود. دینی که هدف آن مبارزه با جهل بوده و کسب علم و دانش را برای انسانها یک ضرورت و فرض می داند، در حال حاضر مورد تهاجم کسانی قرار گرفته که خود را پیرو این دین به شمار می آورند. ادامه این وضعیت، اصل دین اسلام را در نظر جهانیان زیر سوال برده و چهره خشنی از آن ترسیم می کند. طالبان و دیگر افرادی که به نام طالبان دین و یا هر عنوان دیگری به جنگ علم و دانش آمده و مکاتب را به آتش می کشند جهل تا آنجا ذهنیت آنها را تسخیر نموده که عملاً در برابر دین قرار گرفته و دستورات آن را نقض می کنند. دستوری که آموختن علم و دانش را از کودکی تا پیری تاکید نموده، از سوی کسانی نقض می شود که خود را طالبان دین می دانند. در جنگ قدرت، ارزش اسلامی و انسانی نباید قربانی اهداف مادی شود. جنگ طالبان و یا هر گروهی دیگر با علم و دانش و آتش زدن مکاتب و کشتن معلمان مکاتب در واقع جنگ با دین و دستورات آن است. این افراد و گروه ها باید بدانند که با این گونه اعمال ضد انسانی و اسلامی نمی توانند جلوی تحقق دستوری را بگیرند که دین اسلام داده است.
آتش زدن مکاتب، کشتن معلمان مکاتب یا مانع شدن دانش آموزان از رفتن به مکاتب از سوی هر کسی که صورت بگیرد دشمنی با دین اسلام و خداوند(ج) است که آموختن علم و دانش و آگاهی یافتن را برای انسانها یک ضرورت و اصل قرار داده است.
افغانستان به عنوان یک کشور رو به توسعه، برای پیشرفت در تمام زمینه ها، نیازمند زیربناهایی است که به این پیشرفت سرعت بخشد. در این میان و برای تحقق این مهم هیچ چیزی بیشتر از آموزش و پرورش جامع و فراگیر با ارزشتر و حیاتی تر نیست.
جوامع بشری در صورتی به پیشرفت می رسندکه افراد آموزش و پرورش یافته آن بیشتر باشد. به گفته مونتسکیو«در حکومت جمهوری، اجتماع به همه نیروهای تربیت [یافته] نیازمند است.» لازمه پیشرفت جوامع به ویژه جوامع در حال گذار از بحران به ثبات، به افراد تربیت یافته متخصص و مجرب در بخش های مختلف ضرورت حیاتی دارد.
توجه به آموزش و پرورش در افغانستان فرایند بن با چالشی به نام مکتب سوزی و تخریب مکاتب از سوی مخالفان ملسح دولت روبرو بوده است. اما در مقابل، مکتب سازی نیز بازهم در همان ناامن، بیشتر از مناطق دیگر کشور جریان داشته است.
به نظر می رسد راه چاره، خود مردم است که در برابر عوامل ناامنی به ویژه مکتب سوزی با اقتدار و قدرت تمام بایستند و نگذارند فرزندان شان از آموزش و پرورش محروم شوند. روسو گفته است «جامعه مردم سعادت را هدف خود قرار می دهند بدون آنکه همیشه آنرا بشناسند. همه نیازمند راهنمایی هستند.
افراد نیازمند آنند که اراده های خویش را با آنچه عقلشان سعادت می داند تطبیق دهند؛ جامعه مردم نیازمند آنند که درباره آنچه به راستی و خیر و سعادت است آگاهی یابند.»
در برابر عوامل ناامنی در جامعه، مردم نقش حیاتی دارند تا وارد صحنه شده و از منفعت همگانی حمایت نمایند. مکاتب به عنوان یکی از مهم ترین بخش این منفعت همگانی، نیاز به حراست همگانی مردم دارد. مادامیکه بسیج عمومی برای حراست از مهم ترین بخش منفعت همگانی صورت نگیرد، وضع در این زمینه بهتر نخواهد شد. این اتفاق می بایست هرچه زودتر بیفتد تا عوامل مخالف دانش، راهنمایی و مهار و یا خلع سلاح و قدرت شوند.