# دگرگونی در وضعیت شهر و روستا
در آمد حاصله از صنعت توريسم، براي توسعه اين صنعت و توسعه اقتصادي، همزمان بايد مورد استفاده قرار بگيرد. در جوامع پيشرفته و حتا در حال توسعه، استفاده درستي از ارز حاصله از صنعت توريسم شده و برنامههاي توسعه شهري براي پذيرايي از گردشگران داخلي و خارجي، با ساختن هوتلها و ديگر جاذبههاي گردشگري صورت گرفته است كشورهاي رو به توسعه با استفاده از صنعت توريسم، ضمن توسعه اين صنعت، به توسعه اقتصادي نيز با استفاده از اين ابزار اقتصادي، سرعت خواهند بخشيد، اين مهم در صورتي اتفاق خواهد افتاد كه چنين طرحي عملي گردد.
از ويژگي صنعت توريسم، رشد همزمان شهر و روستا است. وقتي جاذبههاي گردشگري در روستاها نيز مانند شهرها وجود داشته باشد، اين فرايند درتوسعه روستاها نيز در بخشهاي مختلف نقش خواهد داشت.
در يك كشور، هر گاه جامعه مدني شكل بگيرد و همزمان، روستاها نيز در اثر توسعه همه جانبه از خدمات رفاهي برخوردار گردد، تفاوت طبقاتي كمتر شده و با ازدياد نهادهاي مدني، روستاهانيز به سوي جامعه شهروندي و مدني نزديكتر ميشود.
در ميان شاخصهاي توسعه، زراعت نيز از اهميتي زيادي برخوردار است.در مجله انکشاف شهر آمده است «توسعه سكتور زراعت در صورتيكه به يك مرحله پيشرفته يا تكاملي برسد، عبارت از رشد صنايع زراعتي است (از قبيل شكر، روغن، نساجي انواع شربتها، لبنيات و غيره) كه هر كدام اين بخشها نياز به توسعه شهرها دارند تا در پهلوي رشد صنايع، موازي توسعه نمايند..»
توسعه سكتور زراعت اگر با برنامه ريزي درست صورت بگيرد، به توسعه انساني در روستاها نيز خواهد انجاميد. زمانيكه محصولات زراعتي و باغها در روستاها بسته بندي شده و به جاي انتقال به شهرها در همان روستاها، صنعت بهره برداري از آن آورده شود، روستاها نيز در زمينه صنعت تقويت ميشود.
اگر اين اتفاق نيفتد، بدون شك مهاجرت جمعيت روستايي را به شهرها به همراه خواهد داشت. آنچه در جوامع پيشرفته سالها قبل اتفاق افتاده و در جوامع در حال توسعه، چنين اتفاقي در حال وقوع است، در آينده نزديك، در جوامع رو به توسعه رخ دادن چنين اتفاقي حتمي است. اتفاقي كه از همين حالا شاهد وقوع آن در بعضي از كشورهاي روبه توسعه هستيم. رو آوردن جمعيت روستايي به شهرها كه سر خورده از وضعيت بد روستاها بودهاند، يا اسكان در شهرها، اولين زندگي شهر نشيني را تجربه كرده و در توسعه شهرها نقش ايفا ميكنند. با نگاه خوش بينانه به مهاجرت روستاييان به شهرها، به شكل گيري جامعه شهروندي ميتوان اميدوار بود. در صورت چنين اتفاقي، جامعه شهروندي فرايند كوچك شدن روستا و بزرگ شدن شهر خواهد بود. البته باگسترش نهادهاي مدني در جامعه مدني كه قبلا بايد محقق شده باشد.
مهاجرت روستانشينان به شهر، اين جمعيت تازه وارد را به ناچار به سياست نيز درگير خواهد كرد. سياست، در واقع نبض تپنده شهرها ميباشد و بعدي از زندگي به شمار ميآيد. چيزي كه در روستاها وجود نداشته و يا كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
سياست مانند ديگر شاخصهاي توسعه با متمركز شدن در شهرها فاصله با روستاها را بيشتر ميسازد. به گفته هانتینگتون «يكي از پيامدهاي سياسي تعيين كنندهي نو سازي، شكافي است كه ميان روستا و شهر پديد ميآيد. به راستي كه اين شكاف، ويژگي سياسي برجسته جوامع دستخوش دگرگوني اجتماعي و اقتصادي سريع به شمار ميآيد. اين همان سرچشمه عمدهاي نااستوار سياسي در يك چنين جوامع و يكي از باز دارندههاي اصلي يكپارچگي ملي است.
نو سازي، بيشتر با رشد شهر سنجيده ميشود. شهر به گونهي كانون فعاليتهاي نوين اقتصادي، طبقههاي اجتماعي جديد، فرهنگ و آموزش نوين درميآيد چندان كه با روستاي سنتي از بيخ وبن متفاوت ميگردد.»
اين تفاوت البته در صورتي به وجود ميآيد كه هيچ توجهي به روستاها صورت نگيرد . اگر اين وضعيت در صورت اتفاق ادامه يابد، مهاجرت بيشتر روستاييان را به شهرها به همراه داشته و در دراز مدت، اقتصاد كشورها از توليدات زراعتي و محصول باغها، متضرر ميشود.
در اتفاق چنين وضعيتي، تنها به نوسازي شهرها خواهيم رسيد كه نا رضايتي بيشتر روستانشينان را به همراه خواهد داشت. هانتینگتون گفته است «در ضمن، نوسازي ممكن است درخواستهاي تازهاي را براي روستانشينان مطرح سازد و دشمني آنها را نسبت به شهر نشينان دامن زند. با آن كه احساس برتري عقلي شهر نشينان از روستاييان واپس مانده و خوار داشتن روستا نشينان، با احساس برتري اخلاقي روستاييان از شهر نشينان جبران ميشود، اما با اين همه، روستايي همچنان نسبت به شهري نيرنگباز رشك ميروزد. از اين رهگذر، شهريان و روستاييان به دولت گوناگون با دوشيوه زندگي متفاوت، تبديل ميشوند.»
در جوامع روبه توسعه و حتا در حال توسعه، اين اختلاف طبقاتي، بيش از جوامع پيشرفته محسوس است. اختلاف طبقاتي كه ناشي از زندگي روستايي و شهري بوده، در عدم توسعه همه جانبه، بيش از همه مانع توسعهي انساني بوده است.
وقتي موضوع دو ملت در يك جامعه به ميان ميآيد، عين واقعيت است. گاه فراتر از اين، شاهد چند ملت در يك جامعه هستيم. رشد اقتصادي انسان شهري و ضعف اقتصادي انسان روستايي، سطح زندگي اين دو انسان را در يك جامعه به صورت ناهمگون درآورده و به برتري شهر در برابر روستا انجاميده است. هانتینگتون می افزاید «سطح زندگي در شهر، به صورت غالب چهار تا پنج برابر بالاتر از روستا است. بيشتر آنهاييكه در شهر اند، باسواداند و اكثر روستانشينان بيسواداند. فرهنگ شهر، باز، نوين و دنيوي است حال آن كه فرهنگ روستا، بسته، سنتي و مذهبي به جاي مانده است. تفاوت ميان شهر و روستا، در واقع تفاوت نوين ترين و سنتي ترين بخشهاي جامعه است. بنياديترين مسايل سياسي در يك جامعهاي، دستخوش نوسازي، فراهم آوردن وسايلي براي پر كردن اين شكاف و باز ايجاد وسايلي براي تامين آن وحدت اجتماعي است كه فراكرد نوسازي نابودش كرده است.» وقتي از جامعه شهروندي صحبت ميكنيم و فراتر از آن از جامعه مدني حرفي به ميان ميآوريم، بايد در گام نخست از اين مراحل گذشته باشيم. تفاوتهاي مانند سنت و تجدد، باز و بسته، كهنه ونو، مذهبي و غير مذهبي و بسياري از اين موارد كه شهر و روستا را از هم جدا ساخته، همه در شكل گيري جامعه مدني در يك جامعه به عنوان موانع عمل كرده است. جامعه شهروندي نيز با جامعه مدني رابطه مستقيم و تنگاتنگي دارد. در واقع، جامعه شهروند، روي ديگري از جامعه مدني است. اما اگر نو سازي در كل جامعه به صورت متوازن صورت بگيرد، تفاوت روستا با شهر كاهش يافته و تفاوت طبقاتي نيز به مرور زمان از ميان خواهد رفت.
هانتینگتون تاکید داشته است در صورتي كه چنين اتفاقي نيفتد «نوسازي (در گام نخست) سرشت شهر را دگرگون ميكند و تعادل ميان شهر و روستا را از بين ميبرد. فعاليتهاي اقتصادي در شهر چند برابر ميشوند و اين خود به پيدايش گروههاي اجتماعي تازه و نيز رشد يك آگاهي اجتماعي نوين در ميان گروههاي اجتماعي قديم ميانجامد.»
فرايند اين نوسازي در شهرها در صورت پيگيري، اولين دستاورد آن، توسعه انساني خواهد بود كه از ضروريات يك جامعه شهروندي ميباشد. وقتي تفاوت طبقاتي در جامعه كم شود، شهروندان در شهرها از نگاه اجتماعي به دستههاي جداگانه تبديل نشده و تمام امتيازهاي اجتماعي به يك قشر خاص داده نخواهد شد. اما چنين فرايندي اگر با نوسازي در شهرها به وجود نيايد، هميشه دسته بندي شهروندان را در يك شهر فراتر از آن در يك جامعه، با عناوين شهروندان درجه يك، درجه دو، درجه سه و حتا بيشتر از اينها خواهيم داشت.