××× قانونگذار
از دشوارترین کار در موضوع قانون، وضع قانون است. قانونگذاری در یک جامعه، ضرورت قانونگذار خوب را می طلبد. اما وضع قانون، کار یک فرد نیست و نیاز به هیئت قانونگذاری دارد. قوه مقننه به شکل عام آن مسوولیت قانونگذاری را به عهده دارد. اما خارج از پارلمان، چه کسی می تواند به چنین مهمی بپردازد؟
قانون مناسب و قانون خوب، دو ویژگی وضع قانون می باشد که همواره می بایست از سوی قانونگذار، به آن توجه صورت گیرد. حال صلاحیت کاری و دانش نمایندگان در پارلمان، چه اندازه می تواند به وضع قانون خوب کمک کند؟ نماینده ای که با هدف دفاع از حق مردم وارد پارلمان می گردد نه به منظور وضع قانون، وقتی بحث قانونگذاری به میان می آید چنین قانونی در صورت ساخته شدن، چگونه قانونی خواهد بود؟
آیا دستیابی به قانون خوب و مناسب، مستلزم نمایندگان قانون دان و قانون شناس نیست؟ بدون شک پاسخ مثبت است. برای رفع هر گونه ابهام و بوجود نیامدن مشکل در موقع وضع قانون، نیاز به افراد قانونگذار متخصص و با تجربه در زمینه قانونگذاری می باشد. چرا باید دانشمندان قانون دان و قانون شناس وارد پارلمان نشوند تا در ساخت قانون خوب و مناسب اهتمام ورزند.
روسو گفته است «از هر دیدگاه، قانونگذار یک فرد فوق العاده در یک کشور است... هرچند او حکومت را بنیاد می نهد، خود جایی در تشکیلات اساسی آن ندارد. کار ویژه و اعظم او هیچ اشتراکی با اداره امور انسانی ندارد. زیرا همانگونه که زمامدار، یعنی فرمانروای افراد، نفوذی بر قوانین ندارد، پس قانونگذار، که نظارت بر قوانین دارد، نباید در فرمانروایی مردم نفوذ داشته باشد.»
اینکه قانونگذار می تواند در حکومت سهم داشته باشد و یا به نفع قانون نیست که او چنین مسوولیتی را همزمان هم در قانونگذاری و هم در اداره حکومت داشته باشد، می تواند به عنوان یک بحث مطرح باشد. اما هر اندازه قانونگذار از اداره حکومت دور باشد، به کیفیت کار او در زمینه قانونگذاری افزوده خواهد شد. زیرا قانونگذاری نیاز به دانش در این زمینه دارد و تنها یک قانونگذار دانشمند می تواند از عهده این مهم برآید. درحالیکه در قوه مقننه، بیشتر، افراد سیاسی و سیاستمدار به ایفای وظیفه می پردازند.
این تنها می تواند بخشی از موضوع قانونگذاری را در بر گیرد، اما موضوع مهم تر دیگری که هموراه در این زمینه وجود دارد و به آن توجه نشده و یا کمتر مورد توجه قرار گرفته است، رای دادن به افرادی است که واقعاً دانش قانونگذاری داشته باشند. در حالیکه کمتر چنین بوده و بیشتر به نام و عنوان سیاسی و در گام بعدی، اجتماعی و نظامی افراد در موقع رای دهی توجه صورت گرفته است. و بعد اصلی قضیه که همانا فرستادن افراد دانشمند حقوقی به پارلمان است به فراموشی سپرده شده است.
به هر صورت آنچه در زمینه قانونگذاری حایز اهمیت است وضع قانون خوب و مناسب از سوی قانونگذار می باشد.
از اینرو سپردن پروسه قانونگذاری به افراد دانشمند در زمینه قانونگذاری، از مهمترین بخش این پروسه می باشد. به گفته سولون، هدف قانونگذاری جز آن نیست که به مردم «بهترین قوانین را که می توانند داشته باشند» ارزانی دارد.
این از فهم و درایت قانونگذار است که چگونه می تواند برای یک جامعه که او نیز جزء آن به شمار می رود قانونی وضع نماید که به خیر همگانی باشد نه آنکه آزادی های قانونی مردم را از آنها بگیرد. زیرا قانون می تواند آزادی های افراد یک جامعه را محدود نماید. اما از سویی نیز به آنها آزادی های بیشتری در چهارچوب قانون می دهد.
بنتام گفته است «قانونگذار باید حقوق مردم را با شوق و رغبت به آنان بدهد، زیرا حقوق بخودی خود منشاء خیرند؛ همچنین باید تعهدات و تکالیف را با بی میلی بر آنان تحمیل کند، زیرا اینها نیز بخودی خود منشاء شرند.» هر تعهد و تکلیفی شر نیست و حتا می تواند منشاء خیر همگانی باشد. لزوما هر دستور و وفا به عهد و اجرای تکلیف، منشاء شر نیست و نمی تواند به عنوان یک پدیده منفی مطرح گردد.
تمام اندیشه می بایست روی قانون خوب و مناسب متمرکز گردد. اما به نظر می آید همه چنین نمی اندیشند و گاه در بسیاری از موارد، بیشتر از آنکه به اصل قانونگذاری در قوه مقننه توجه گردد، به مسایل جنبی پرداخته شده است. در حالیکه داشتن قانون خوب و مناسب، قبل از وضع به قانونگذار با تجربه و برخوردار از دانش قانونگذاری ضرورت احساس می گردد.
قانونگذار خوب، می تواند جامعه را در مسیر واقعی آن به سوی خیر رهنمایی کند. خیر همگانی در سایه قانون خوب و مناسب اعاده می گردد. اما آنچه به شر می انجامد، وجود ناهنجاری ها در جامعه است که هیئت قانونگذاری را نیز متاثر از نوع و نگاه قانونگذار می سازد. باز برمی گردیم به هیئت قانونگذاریی که در پارلمان وجود دارد و یک بخش کار آن، ساختن و وضع قانون جدید و یا تعدیل آن می باشد.
اعتبار قانون در پس منظر قانونگذار یا قانونگذارانی است که قانونی را وضع نموده اند، در حالیکه قانونگذار ناموفق و فاقد تجربه کاری، در ساختن و وضع قانون نیز موفق نخواهد بود. موفقیت قانونگذار، کیفیت قانون ساخته شده است که بعد از بحث و جدلهای زیاد به مرحله موفقیت رسیده است. اما بهتر آن است که برای کیفیت هر چه بیشتر قانون ساخته شده، به قانونگذار بها دهیم. این قانونگذار است که با فراغت خاطر از امور دولتی، قانون خوب و مناسب وضع نماید.
پس در خارج از محدوده کار و مسوولیت حکومتی، قانون خوب و مناسب تری وضع خواهد شد تا در احراز کار حکومتی و قانونگذاری همزمان.