بهار فصلی از قانون طبیعت
بهار در ساده ترین تعریف آن اولین فصل سال خورشیدی است که سه تا از صورت های فلکی را (حمل، ثور، جوزا) با خود دارد. و یا سه تا از ماه های دوازده گانه خورشیدی که یک فصل نامیده می شود. اما ارزش بهار به عنوان یکی از فصول چهارگانه سال خورشیدی به اینها خلاصه نمی شود و فراتر از آن معنی پیدا می کند. بهار به عنوان اولین فصل سال خورشیدی گذشته از یک فصل، به بررسی بیشتر نیاز دارد و همینطور فصول دیگر سال و هر فصل در جای خود آن.
آلفرد فورث وایتهد می گوید "بدیهی است که آداب و رسوم مربوط به فصول مختلف سال باید از نظر قدمت زمانی بسیار قدیمی تر از ظهور کشاورزی بوده باشد. اختلاف بین فصول موجب تفاوت رفتار در تمامی جانداران، اعم از حیوانات و یا گیاهان می شود. الزام تغییر رفتار به جهت تغییر فصول، که به صورت مهاجرت و یا کوچهای زمستانی ظاهر می شود، در بردارنده نوعی آشفتگی عاطفی است. علایق کشاورزی زمانی مطرح می شود که تعبیر اخیر در باب آداب و رسوم فصلی را، که هر قبیله در خلال قرون متمادی آن را انجام می داده است، در نظر آوریم."
اینجا هدف اصلی، تغییر فصول در سال است که چهار بار صورت می گیرد. اینجا فصل ارزش بیشتر از شکل یک فصل را دارد که تا حال در مورد آن صحبت شده است. و اینجا بحث اصلی ما روی قو انین طبیعت می چرخد که فصل ها در سال چه جایگاه و اهمیتی در آن دارد. معمولا هر پدیده ای می تواند به گونه های مختلف مطرح و بررسی شود. و به ساده ترین شکل آن، ساده و پیچیده.
فصل در ساده ترین تعریف آن یعنی جدایی و اینجا یعنی جدایی سالهای ماه در چهار فصل جداگانه و در این میان بهار به عنوان اولین فصل سال خورشیدی برجستگی زیادی با سال های دیگر مانند میلادی، مهتابی و غیره دارد. شاید همین موضوع از ویژگی های سال خورشیدی باشد که هنوز به صورت درست و واقعی آن مورد بازنگری صورت نگرفته است. اینجا شاهد گردش زمین در سیاره نظام خورشیدی هستیم که بازتاب آن سال خورشیدی می باشد. و اهمیت آن بدون شک از خورشید است که همه چیز در این سیاره به دور آن می چرخد و اهمیت پیدا می کند. ووقتی هم که از بهار می گوییم باز همه چیز به خورشید بر می گردد که به عنوان مدار مطرح است.
به گفته نیوتن، "پرتو بسیار زیبای خورشید و گردش کواکب یا به طور کلی نظام عالم از وجود لایزال دانا و توانایی چون او می تواند ساطع شود و بس ... درست مانند کوری که از مفهوم رنگ بی خبر است. ما نیز نمی توانیم درباره خداوند که شاهد و عالم سر و الخفیات می باشد ادراکی شایسته حاصل کنیم."
و بهار به عنوان اولین فصل سال خورشیدی، نماد دیگری از پرتو زیبای خورشید در زمین می باشد که با فرا رسیدن آن همه چیز رنگ عوض می کند و طبیعت به یکباره زنده می گردد و پایان سردی و خموشی و خواب طبیعت می باشد. این تغییر و تحول کوچکی نیست. و این همه اتفاق در بهار افتاده است:
از راه رسید است بهار
با قامتی به بلندای سپیدار
روییده است یک اتفاق سبز
و دشت های یخ زده و خواب بیدار گشته اند.
و این بهار است که همه چیز را برای همه چیز آماده کرده است. یعنی زمین را برای بارور شدن مجدد که هر ساله تکرار می شود. به گفته وایتهد "اکنون می بینیم که صرف نظر از امور کشاورزی عادات حیوانی نیز اساسا بر مبنای تجدید حیات فصول، سرما و گرما، باران و خشکسالی، و شب و روز قرار دارند (این عادات رفتاری) تکرار خالی از عاطفه امری مکرر بود که آهنگی از احساس و تشریفات را به همراه داشت."
اینها همه به عنوان قانون طبیعت شناخته می شوند. تغییر فصول سال با تغییر آب و هوا، یک رابطه ارگانیگ با هم دارند که همه با کمک یکدیگر تکمیل می گردد و جزء از نظام کائنات به حساب می آیند. به گفته وایتهد، "قانون طبیعت، صرفاً مشاهده دوام که یک نقش، در مشاهده توالی اشیای طبیعی است. بدین ترتیب قانون صرفا یک "توصیف" است. از خداشناسی، که بخشی از کل این مفهوم است، چنین نتیجه می شود که "قوانین طبعیت" دقیقا مورد اطاعت قرار خواهند گرفت."
بهار به شکل زیبای آن جلوه ای از قانون طبیعت است که سالی یکبار تکرار می شود و عظمت آفریدگار هستی را به نمایش می گذارد. این هستی قلمرو محدودی ندارد و مانند فصل بهار در سال خورشیدی محدود به جغرافیای خاصی نیست و فراتر از یک جغرافیا در نظام کائنات استمرار یافته است.
افلاطون گفته است "و من معتقدم که تعریف هستی همان قدرت است ... هستی، آن گونه که شناخته شده، موضوع عمل دانش و معرفت است، و از این روی در حرکت است؛ زیرا چیزی که بی حرکت است نمی تواند آن گونه که تاکید می کنیم موضوع معرفت قرار گیرد... آیا می توانیم هستی را بدون حیات و تفکر، و در ثباتی ابدی که به طور دهشتباری بی معنی است، تصور کنیم؟"
آری! هستی همان قدرت خداوند است در نظام کائنات و گردش زمین در پرتو خورشید که زیباست و نور هستی بخش آن از هستی نظام کائنات و فرمان پروردگار عالمیان گرفته شده است تا هر زنده جانی را هستی بخشد و قدرت زیستن.
و این همه زیبایی در بهار جلوه گر شده است که آغاز روییدن است و جان تازه بخشیدن به طبیعت فرو رفته در خواب زمستانی. زیبایی فصول بهار شاید در همین باشد که به دیگران زندگی می بخشد و زنده می کند طبیعتی را که در پاییز به تحلیل رفته و در زمستان، نوعی از مرگ را تجربه کرده است هر چند مرگ حتمی نیست و پایانی سه فصل از زندگی است.