# مفاهیم ارزشی آزادی بیان
صحبت از آزدی در زمینه های مختلف، همیشه با تعابیر مختلفی همراه بوده است. در این میان اما یک چیز همواره می تواند به عنوان یک اصل مورد نظر قرار گیرد و آن، حد میانه و توازن در استفاده از آزدی هایی است که در یک جامعه وجود خواهد داشت. اما اگر تصوری غیر از این از آزادی وجود داشته باشد، د یگر آزادی به معنی واقعی آن وجود نخواهد داشت.
جونز گفته است «آن آزادی طبیعی نیست که هابز در نظر داشت، یعنی آزادی اینکه ماهر کاری را که در توانایی خود داشته باشیم انجام دهیم. و نیز معنای آن، خودمختاری اخلاقی- آنگونه که لاک می پنداشت- نیست که فرد در پرتو آن بتواند درباره اعمال خود داوری کند و برای خود تصمیم بگیرد. هیچ یک از این دو مفهوم با قید و بند سازگار نیست. آزادی طبیعی هابز و آزادی اخلاقی لاک، هر دو نوعی لگام گسیختگی است- نزد هابز به صورت جسمانی که نتیجه اش این است که انسان هر آنچه را که قدرت و زورش میسر می سازد می تواند انجام دهد؛ و نزد لاک به صورت اخلاقی که نتیجه اش این است که افراد می توانند برای خود شان تصمیم بگیرند.»
در مورد آزادی بیان هم همین تعاریف صادق است. در افغانستان فرایند بن، آزادی های مدنی به ویژه آزادی بیان از مواردی بوده است که از سوی رسانه های همگانی جدی گرفته شده و دولت نیز به حمایت از آن متعهد شده است. اما با تمام اینها در هفت سال گذشته در مواردی دیده شده است که این آژادی به نوعی مورد تعرض قرار گرفته است. این تعرض در حکومت جمهوری دموکراسی شایسته نیست اما باید به صورت دقیق بررسی نمود که عامل تعرض، چه کسی و دلایل آن چه بوده است.
به نظر می رسد عامل تعرض به آژادی بیان، افراد و گروه های اقتدارگرا و تمامیت خواه بوده اند. نیز حلقاتی در درون حاکمیت. اما جانب دیگر که رسانه های همگانی بوده است چه؟ آیا در این محدوده نیز شاهد خلاف ورزی های موردی نبوده ایم که به آزادی بیان صدمه زده باشد؟ یک رسانه همگانی که جامعه، مخاطب آن است تا چه اندازه حق آژادی انتشار یک خبر، گزارش، مقاله، موسیقی و فلم و دیگر محصولات فرهنگی را دارد.
نوع برنامه های منتشره از رسانه های همگانی دیداری و شنیداری خصوصی از مواردی بوده است که در هفت سال گذشته از مباحث اصلی روز بوده است. این رسانه ها تا کجا حق آزادی انتخاب در برنامه های انتشاراتی شان را دارند. آنچه در این مدت سپری شده از فرایند بن در زمینه برنامه های نتشر شده از سوی رسانه های همگانی دیداری و شنیداری خصوصی شاهد آن بوده ایم، بیشتر اعمال سلیقه ها و ذوق شخصی صاحبان این رسانه ها بوده است تا درنظرگرفتن ذوق و سلیقه مخاطب افغانی. گذشته از اینها، موضوع مهم دیگری که در این میان نادیده گرفته شده، است و این رسانه های همگانی خصوصی به آن توجهی نداشته اند، فرهنگ سازی در سطح کلان ملی بوده است.
اینجا و در این زمینه، هیچگونه توجهی از سوی دولت و رسانه های همگانی دیداری و شنیداری در فرهنگ سازی صورت نگرفته است. تنها رسانه های همگانی نوشتاری بوده اند تا حدودی به این مقوله پرداخته اند و به تقویت و نهادینه سازی فرهنگ های غیر افغانی دست زده اند. در حالیکه رسانه های همگانی دیداری و شنیداری بیشتر برنامه های شان در شبانه روز، پخش محصولات فرهنگی کشورهای خارجی بوده است.
شاید به صورت قطع بتوان گفت که پنجاه فیصد از برنامه های نشراتی رسانه های همگانی دیداری و شنیداری خصوصی، محصولات فرهنگی کشورهای خارجی به ویژه هندی و ایرانی بوده است. پخش ده ها فیلم و سریال و موسیقی هندی و ایرانی در شبانه روز از رسانه های همگانی دیداری و شنیداری خصوصی در افغانستان در هیچ کشوری سابقه نداشته است.
اینجا دقیقاً ما با دو مفهوم از آزادی که در اندیشه هابز و لاک وجود داشته است سروکار داریم، یعنی هر رسانه ای هر کاری را که توانایی انجام آن را داشته است انجام داده و از سویی نیز درباره اعمال خود داوری کرده اند که مثلاً چه خوب است و چه بد. اینجا از پخش بی رویه محصولات فرهنگی به ویژه هندی از سوی رسانه های همگانی به عنوان آزادی بیان نام برده شده و ازآن دفاع صورت گرفته است. آنچه میان وزارت اطلاعات و فرهنگ و شماری از این رسانه های دیداری و شنیداری خصوصی در این زمینه پیش آمده است، قطع و یا پخش سریالهای هندی از تلویزیون های خصوصی بوده است.
استدلال وزارت اطلاعات و فرهنگ قطع بعضی از سریال ها و موسیقی هندی از شماری از رسانه های خصوصی بوده است. اما از آن طرف، رسانه های خصوصی به ادامه پخش این سریالها تاکید داشته و آن را دفاع از آزادی بیان و عمل وزارت اطلاعات و فرهنگ را مخالف آزادی دانسته اند.
این دو مفهوم از آزادی بیان، زیاد منطقی نیست. آنچه می تواند در این میان قابل تامل و بررسی باشد، اندیشه آزادمنشانه تر در مورد آزادی بیان در جامعه ای مانند افغانستان می باشد. در کشوری که تقریباً همه مفاهیم از دست رفته است، با دو مفهومی از آژادی روبرو خواهیم بود که قبلاً در اندیشه هابز و لاک تجلی نموده است.
آزادی بیان یک مفهوم اجتماعی است و تعریف آن نیز جدا از باورداشت های اجتماعی نیست. اینجا این جامعه است که نباید از برداشت و مفاهیم آزادی بیان تعریف شده از سوی رسانه های همگانی متضرر شوند. پخش بی رویه سریالهای هندی و یا از هر کشور دیگری به صورت شبانه روزی از شماری از تلویزیون های خصوصی، آزادی بیان نیست. این دقیقاً در تضاد با مفاهیم آزادی بیان می باشد. پخش سریالهای خارجی از تلویزیون های خصوصی افغانستان، باید در چارچوب منافع ملی و به صورت توازن میان کشورها صورت بگیرد و نباید برنامه های تولیدی داخلی را متاثر سازد.