هیاهو برای هیچ
وضعیت چرا اینگونه شد؟ شش سال تلاش برای تفاهم ملی و پرهیز از برخوردهای منفی میان گروه های قومی، نژادی و زبانی به یکباره با تهدید جدی روبرو شد و گروههای زبانی را عملاً در برابر یکدیگر قرار داد. چه کسی عامل ایجاد این چالش و دامن زدن به اختلافات زبانی بوده است؟
وزارت اطلاعات و فرهنگ و شخص وزیر، نگران کدام واژه های زبان رسمی کشور است؟ پاسخ این پرسش، حتماً زبان پشتو است. آری! دقیقاً همینطور است. زبان پشتو که شخص وزیر اطلاعات و فرهنگ نیز متعلق به همین زبان است. پس ایشان حق دارد که نگران زبان مادری اش باشد. ایشان حق دارد که نگذارد واژه ها و اصطلاحات بیگانه وارد زبان پشتو شود. اما در هیچ قانونی نیامده است که یک زبان، نمی تواند از واژه ها و اصطلاحات همان زبان استفاده نماید. در مورد تمام زبان های دنیا همین اصل و قاعده وجود دارد.
در مورد زبان فارسی دری نیز چنین اصل و قاعده ای صادق است. چه کسی به خود این اجازه را می دهد که به یک فارسی زبان بگوید واژه ها و اصطلاحات زبان خودش را استفاده نکند. اما می بینیم که از یک مسئله کوچک که اصلا قابل مطرح شدن در سطح ملی نیست، به جنجالی در رسانه های همگانی تبدیل شده و اصطلاحات و واژه های یک زبان، برای خود همان زبان بیگانه شده است. در کجای دنیا چنین چیزی سابقه داشته است که واژه ها و اصطلاحات یک زبان برای همان زبان بیگانه باشد و به جای تعدادی از واژه ها و اصطلاحات اصلی همان زبان، از اصطلاحات و واژه های زبان های دیگر استفاده شود.
تمام دغدغه وزارت اطلاعات و فرهنگ چند واژه و اصطلاح فارسی است که مورد استفاده فارسی زبان های افغانستان قرار گرفته است. اصطلاحاتی مانند دانشگاه، دانشکده و دانشجو که اصطلاحات ترکیبی اند که از واژه دانش با پسوندهای ترکیبی «گاه»، «کده» و «جو» ترکیب شده اند.
واژه دانش و پسوند های، گاه، کده و جو، هم از واژه های فارسی دری در افغانستان می باشد و هیچگاه واژه های جدیدی نبوده است. حال این پرسش مطرح می شود که این واژه ها و اصطلاحات ترکیبی، از کدام زمان در زبان فارسی دری در افغانستان بیگانه شده اند؟ اصطلحات ترکیبی پوهنحی، اصطلاحات پشتو می باشد نه فارسی دری. همینطور واژه محصل، یک واژه عربی است که وارد زبان فارسی شده است و همینطور متعلم، معلم و بسیاری از واژه های دیگر. اما وقتی واژه و اصطلاح معادل فارسی دری آن وجود داشته باشد، نیازی به دیگر زبان ها نیست که در زبان فارسی دری مورد استفاده قرار بگیرد.
وقتی ایستگاه و دهکده که هر دو از اصطلاحات ترکیبی فارسی دری است در افغانستان کاربرد دارد و بیگانه نبوده است، حال چگونه دانشگاه و دانشکده که از پسوند ترکیبی ایستگاه و دهکده گرفته شده بیگانه به حساب می آید؟ مجبور ساختن یک فارسی زبان در افغانستان به اینکه باید از اصطلاحات و واژه های پشتو، عربی، انگلیسی و غیره در زبان فارسی دری استفاده کند و اصطلاحات و واژه های زبان فارسی دری، بیگانه قلمداد شود، نقض صریح یکی از ماده های قانون اساسی افغانستان می باشد.
در ماده شانزدهم فصل اول قانون اساسی کشور آمده است: «از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبان های رسمی دولت می باشند.
در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبان های ازبکی، ترکمنی، پشه یی، نورستانی، بلوچی و یا پامیری تکلم می نمایند و آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی کشور می باشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم می گردد.
دولت برای تقویت و انکشاف همه زبان های افغانستان پروگرامهای موثر طرح و تطبیق می نماید. نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزاد می باشد. مصطلحات علمی و اداری ملی موجود در کشور حفظ می گردد.»
قانون اساسی با این صراحت از زبان های رسمی و ملی کشور نام برده و برای تقویت و انکشاف هر کدام آنها پروگرام های موثری را می بایست طرح و تطبیق نماید. در حالیکه این حرکت وزارت اطلاعات و فرهنگ، در مغایرت با قانون اساسی افغانسان می باشد. این یک واقعیت است که افغانستان در طول دهه های گذشته و حتا فراتر از آن در سده های گذشته نتوانسته است زبان های ملی و رسمی خود را مطابق با پیشرفت روز به رشد کمی و کیفی برساند. در حالیکه هر زبان زنده دنیا برای بقای خویش، مجبور است واژه ها و اصطلاحات جدید در تمام بخش ها بسازد و مورد استفاده قرار دهد. فرهنگستان زبان و ادب، در هر کشور چنین وظیفه و مسوولیتی را به عهده دارد. اما در افغانستان متاسفانه فرهنگستان زبان و ادب فارسی هیچگاه وجود نداشته است تا زبان فارسی دری را رشد داده و به روز سازد.
در چنین وضعیتی مجبور خواهیم بود که از داشته ها و ساخته های دیگران در زبان و ادب فارسی دری استفاده نماییم . اما این هیچ عیب و مسئله ای نیست. وقتی یک اصطلاح و واژه خوب و روان از نگاه نوشتاری و گفتاری و تلفظ در زبان فارسی وجود داشته باشد و کاربرد عمومی هم در میان فارسی زبان های جهان داشته باشد، حتماً باید مورد استفاده تمام فارسی زبان ها در سایر کشورها نیز قرار بگیرد.
زبان و ادب، مرز نمی شناسد و یک مقوله فرهنگی است و نباید آن را با سیاست مخلوط کرد. در میان چند کشور فارسی زبان شاید اختلافات سیاسی وجود داشته باشد، اما این دلیل نمی شود در مورد زبان و ادب که یک مقوله فرهنگی است نیز برخورد سیاسی صورت گیرد.
حال در این میان، موضعگیری وزارت اطلاعات و فرهنگ را با موضوع زبان چگونه باید تفسیر و تعبیر نمود؟ یعنی یک فارسی زبان افغانی این حق را ندارد که واژه ها و اصطلاحات زبان مادری خویش را در صحبت ها و نوشته هایش استفاده نماید و به جای آن از واژه ها و اصطلاحات پشتو و عربی و انگلیسی و غیره استفاده نماید تا منافع ملی حفظ شده و مرتکب عمل غیر فرهنگی و غیر اسلامی نشده باشد.
سروصدایی که از سوی وزارت اطلاعات فرهنگ و نیز در خارج از گردونه این وزارت در مخالفت با این حرکت وزارت فرهنگ به راه انداخته شده، بهتر است به همینجا ختم شود و بیشتر از این به اختلافات در سطح کلان ملی دامن زده نشود. همه زبان ها برای گویندکان خودش تقدس دارد. و زبان های پشتو و دری هردو همریشه اند. در شرایطی که کشور به صلح و امنیت و سازندگی همه جانبه نیاز دارد، طرح اینگونه مسایل، هیاهو برای هیچ است.