کشوری که سه دهه جنگ و بحران را پشت سرگذاشته است به صورت طبیعی از عدم توسعه انسانی رنج می برد و این یک واقعیت است آنچه در افغانستان شاهد آن هستیم. در چنین وضعیتی، جایگاه کودک چگونه خواهد بود؟ وقتی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد یونیسف اعلام نموده که در افغانستان روزانه حدود 600 کودک از اثر امراض قابل وقایه تلف می گردند، این ارقام تا چه اندازه میتواند واقعیت داشته باشد؟
 دان تول Dan Tool  مسوول یونسف در کشورهای آسیای جنوبی در اول ماه دلو امسال، در یک نشست خبری در کابل این ارقام را ارایه کرده است. آنچه در سه دهه گذشته در افغانستان وجود داشته است، واقعی بودن این ارقام و آمار در مورد کودکان نیز نمی تواند زیاد دور از واقعیت باشد. این مسوول یونسف گفته است که در بین کشورهای جهان، از نگاه مرگ و میر کودکان، افغانستان مقام سوم و از نگاه تلفات مادران در مقام دوم قرار دارد.
   این ارقام از بسیاری جهات می تواند واقعیت داشته باشد به ویژه میزان زاد و ولد در افغانستان که بسیار بالا است و با توجه به عدم امکانات مراقبت از زنان در دوره بارداری، تعداد زیادی از نوزادان، قبل از تولد و یا در حین تولد و یا بعد از آن، از بین می روند. هرچند دان تول، گفته است که افغانستان نسبت به سال 2002 میلادی 25 فیصد رقم تلفات کودکان زیرسن پنج سال را کاهش داده است، اما هنوز وضعیت در این زمینه بسیار نگران کننده است.
   سخنگوی وزارت صحت عامه، رقم ارایه شده از طرف یونسف در مورد تلفات روزمره کودکان در افغانستان را تایید نموده است. واقعیت این است که دولت افغانستان در بسیاری از موارد، توان و امکانات چنین سروی هایی را ندارد. از اینرو طبیعی خواهد بود که سروی های صورت گرفته از سوی نهادهای بین المللی را تایید نماید. در مورد سروی یونیسف نیز می تواند همین موضوع به عنوان یک واقعیت مطرح باشد.
   این مسوول وزارت صحت عامه همچنان گفته است که پنج سال قبل، روزانه 750 کودک در سراسر افغانستان به علت مبتلا شدن به امراض گوناگون تلف می گردیدند. اگر ارقام پنج سال قبل و امروز را به عنوان یک واقعیت بپذیریم، پس وضعیت کودکان نسبت به پنج سال قبل بهتر شده است و این می تواند یک موفقیت به حساب آید. اما بازهم اگر بپذیریم که ارقام فعلی که مورد تلفات کودکان در افغانستان از طرف یونیسف اعلام شده و واقعیت داشته باشد، هنوز وضعیت در این زمینه به شدت نگران کننده است.
دان تول، در کنفرانس خبری مذکور همچنان اضافه کرده است که در حال حضار، بیشتر از پنج میلیون نفر در افغانستان دسترسی به آب صحی، 6/2 میلیون نفر دیگر در سراسر این کشور، از حفظ الصحه خوب بهره مند می باشند. اما داکتر سید محمد امین فاطمی، وزیر صحت عامه کشور در محفل اخذ تقدیرنامه به مناسبت گرفتن مقام سوم در بخش معافیت کتلوی در سطح جهان گفته است که در حال حاضر در کشور، 1200 مرکز تطبیق واکسن موجود است که برای کودکان و خانم ها خدمات واکسین را انجام می دهند. این تعداد مرکز در کشوری که حداقل سی میلیون نفر جمعیت دارد، کافی نیست و از سویی نیز روشن نشده است که موقعیت این مراکز درمانی در کجاها قرار دارد. آیا سهم روستاها نیز در این میان درنظرگرفته شده است و یا در چند شهر بزرگ خلاصه شده است.
   وزیر صحت عامه همچنان گفته است، در حال حاضر، واکسین های فلج کودکان، سرخکان، تیتانوس، سیاه سرفه، دیفتری، توبرکلوز و زردی در تمام مراکز صحی تطبیق می گردد. این می تواند یک دستاورد خوب در عرصه خدمات درمانی در افغانستان حداقل بعد از سه دهه جنگ و بحران باشد، اما هنوز در مورد نحوه خدمات دهی درمانی ملاحظات زیادی وجود دارد که نباید از کنار آنها به سادگی گذشت.
   امروز در سطح جهان نوآوری های زیادی در عرصه خدمات درمانی به وجود آمده که افغانستان نیز باید همسو و همگام با این تحول، پیش برود. یکی از این نوآوری ها، دوره بارداری زنان می باشد. زنان باردار از همان ابتدای بارداری تا موقع زایمان، حداقل هر ماه به صورت مرتب در یک روز معین در یکی از مراکز درمانی ویژه کودک و مادر مراجعه کرده و وضعیت مادر و جنین مورد بررسی دقیق قرار گرفته و از رشد کمی و کیفی هر دو، معاینه به عمل می آید. مادر باردار هر ماه وزن می شود، فشار خون او اندازه گیزی می شود و به او گفته می شود که بدن او چه کم دارد و چه چیزی باید بیشتر استفاده نماید تا به مشکل خاصی دچار نگردد. اما در افغانستان تا هنوز چنین مراکزی صحی وجود ندارد تا به صورت دقیق و کامل به وضعیت مادر و جنین رسیدگی نماید.
   در حالیکه افغانستان می تواند با استفاده از تجربه ها و دانش کشورهای پیشرفته در این زمینه، وضعیت مراکز درمانی حمایه کودک و مادر را بهبود بخشیده و به صورت قابل توجهی، میزان مرگ و میر مادر و کودک را پایین بیاورد. آنچه کشورهای پیشرفته در طول قرن ها توانسته اند به دستاورد در این زمینه دست یابند، افغانستان می تواند با استفاده از همان تجربیات و دستاورد ها، در مدت بسیار کمی به دستاوردهای بزرگی در زمینه صحت به ویژه صحت کودک و مادر، دست یابد. تمام اینها بستگی به تلاش و برنامه ریزی درست و دقیقی دارد تا بتوان به موفقیت در این زمینه دست یافت.
وقتی یونیسف از نشر گزارشی زیرنام بقای حیات کودکان در سال 2008 میلادی، می گوید که از پیشرفت پنجاه فیصد در عرصه خدمات صحی برای کودکان در کشورهای جنوب آسیا نیز خبر داده شده است، سهم افغانستان در این زمینه و از این پیشرفت چه اندازه بوده و یا خواهد بود؟ اما می بینیم که در این گزارش آمده است که در حال حاضر، بیشتر از 95 فیصد کودکان افغانستان در مقابل مرض فلج دوره کودکی زیر سنین 5 سال واکسین شده اند. اما وزارت صحت عامه چندی قبل از شناسایی 12 مورد فلج کودکان در ولایات ناامن جنوبی کشور خبر داده بود.
   از سویی نیز مسوول دفتر یونسف کاترین بنگوی، در کابل گفته است که در کابل، بیشتر از 37 هزار کودک وجود دارد که در کنار جاده کار می کنند. او همچنان اضافه نموده است که این کودکان در سطح ولایات، ولسوالی حتا در خانه ها وجود دارند و کارهایی را انجام می دهند که نباید آن را انجام دهند. اما دان تول، مسوول یونیسف در دیدار از کابل گفته است که در سال 2007 میلادی، از سوی این دفتر 77 میلیون دالر برای تطبیق برنامه ها در عرصه معارف، صحت، حفظ الصحه محیطی تخصیص داشته است و قرار است که در سال 2008 این رقم به 82 میلیون دالر افزایش یابد.
   با تمام اینها کار در زمینه کودک و بهتر شدن وضعیت این قشر آسیب پذیر اجتماعی، همیشه به عنوان یک نیاز اساسی وجود داشته است. اما آنچه تا حالا در این زمینه صورت گرفته به هیچ وجه کافی نبوده و می طلبد تا بیشتر ازین ها در این زمینه کار و هزینه شود تا وضعیت کودک در افغانستان و جایگاه آن ها به سوی مطلوب شدن پیش برود.