مردم انتظار دیگری داشتند
از مدتی به این سو در مناطقی از کشور شاهد تشدید جنگ و خشونت هستیم. زمستان سال گذشته چنین پیش بینی می گردید که با پایان زمستان و آغاز سال نو و گرم شدن هوا، در مناطق از قبل ناارام کشور جنگ بار دیگر از سرگرفته خواهد شد. این پیش بینی ها کاملا درست از آب درآمد و با شروع سال جدید و قبل از آمدن گرما، جنگ از سرگرفته شد و دامنه های آن از جنوب به شمال و شرق گسترش یافت. در صورتی که مردم از حضور نیروهای امریکا و ناتو و جامعه جهانی انتظار تحقق صلح کامل را داشتند.
اما نکته قابل یادآوری در اینجا این است که چنین پیش بینی هایی نیاز به تخصص و علم سیاسی و نظامی ندارد بلکه امروز بعد از گذشت سی سال، بسیاری از مردم افغانستان به این نتیجه رسیده اند که چنین وضعیتی جزء تغییر ناپذیر افغانستان شده و مردم باید آن را تحمل کنند. جنگی که با گرم شدن هوا شروع، تشدید و به اوج خود می رسد، و با سرد شدن هوا کاهش یافته و مدتی، خبری از آن به گوش نمی رسد.
واقعیت این است که جنگ فرسایشی که از سی سال قبل بر این کشور تحمیل شده با وجود تغییرات سیاسی و نظامی ای که در فرایند بن در افغانستان و منطقه و جهان به وجود آمده، از بین نرفته و همچنان سالانه قربانی می گیرد.
صلح در فرایند بن همواره از انتظارات مردم بوده است اما دستیابی به آن با وضعیت پیش آمده، تقریبا ناممکن به نظر می رسد. فاصله میان انتظارات مردم و واقعیت های موجود در افغانستان، بازهم تا حدود زیادی در دو مسیر حرکت می کنند که با گذشت هر روز به ازدیاد فاصله ها می انجامد. تا زمانیکه وضعیت افغانستان نامطلوب باشد هرگونه دستاوردی در توسعه اجتماعی و اقتصادی دور از انتظار خواهد بود.
گسترش ناامنی ها از جنوب تا دروازه های کابل تا دو سه سال قبل غیر متصور بود اما در حال حاضر به عنوان یک واقعیت تلخ و تکان دهنده، امنیت پایتخت را نیز به مخاطره انداخته است. چرا وضعیت چنین شد و چرا ناامنی ها به جای کنترول، گسترش پیدا کرد؟ ناتو در قالب آیساف با تمام امکانات و توان نظامی و تسلیحاتی و تجربه نیم قرن جنگ سرد در اروپا، در جنگ در افغانستان، دستاورد زیادی نداشته است.
ضعف ناتو در برابر عوامل ناامنی ها با گذشت هر سال بیشتر شده در حالیکه کمیت این نیروها در سالهای اخیر، قابل توجه بوده است. پرسش اصلی در اینجا این است که چرا وضعیت امنیتی رو به خرابی است؟ آیا چنین روندی یک امر آگاهانه نبوده است؟ اگر وضعیت امنیتی با گذشت هر سال بهتر می شد موجودیت نیروهای جامعه جهانی در قالب ناتو و ائتلاف مبارزه با تروریسم چه سرنوشتی پیدا می کرد؟ آیا ضرورت موجودیت ناتو و ائتلاف مبارزه با تروریسم به رهبری ایالات متحده امریکا در افغانستان احساس می شد؟ بدون شک، تنها در سایه جنگ است که هرگونه حضور نظامی جامعه جهانی در افغانستان قابل توجه خواهد بود. اما وقتی جنگ نباشد ضرورت موجودیت نیروهای نظامی جامعه جهانی در قالب هر نام و عنوانی که باشد به صفر خواهد رسید. پس جنگ می تواند توجیهی برای حضور و موجودیت نیروهای نظامی جامعه جهانی در افغانستان باشد.
برداشت کلی در این زمینه تقریبا اینگونه است. اما حفظ تامین امنیت و پاسداری از صلح در گذار از بحران، مهمتر از پیروزی بر جنگ است که افغانستان به آن نیاز دارد و جامعه جهانی در تحقق آن مسوولیت دارند. از اینرو حضور و موجودیت نیروهای نظامی جامعه جهانی در افغانستان برای چنین مهمی توجیه حضور آنها خواهد بود که به نظر می رسد نادیده گرفته شده و یا از اهمیت افتاده است. شاید به همین خاطر بوده است که شاهد گسترش ناامنی در سالهای اخیر هستیم در حالیکه همه به پیشرفت تامین امنیت ایمان و باور داشتند.
امسال نیز این پیش بینی ها به واقعیت انجامید و در چند ماه اخیر موج خشونت و جنگ و حملات انتحاری در بعضی از ولایات کشور از دوطرف درگیر، قربانی گرفته است.
در چهارونیم سال اخیر با وجود روی کارآمدن دولت انتخابی و حضور نیروهای امریکا و ناتو، بازهم جنگ تحمیلی فرسایشی از بین نرفته و با گذشت هر سال، ابعاد تازه ای به خود گرفته است.
دولت با اینکه از توسعه سیاسی دم می زند اما در تحقق توسعه اجتماعی ناکام بوده است. فقر، بیکاری، فساد اداری و بسیاری از مشکلات و ناهنجاریهایی که همه به نوعی به عدم توسعه اجتماعی برمی گردد از عواملی هستند که در ادامه جنگ و خشونت نقش دارند. این عوامل و عوامل دیگری که می توانند سیاسی باشند همه به ادامه خشونت ها و جنگ فرسایشی کمک کرده اند.
درحالیکه مردم افغانستان انتظار داشتند دولت و جامعه جهانی به توسعه اجتماعی بیشتر از توسعه سیاسی بها داده و با تحقق توسعه اجتماعی، تغییری مثبت در وضعیت روزمره اجتماعی مردم ایجاد نمایند و این چیزیست که دولت با کمک ها و همکاری های جامعه جهانی می بایست عملی می کرد و نکرده است.
دولت و جامعه جهانی با تحقق توسعه اجتماعی مشکلات روزمره اجتماعی مردم را برطرف نموده و با این عملکرد، از روآوردن مردم به مخالفان دولت جلوگیری نمایند. تا زمانیکه فقر و بیکاری هست زمینه برای سربازگیری مخالفان دولت از میان خیل فقرا و بیکاران وجود دارد.
اگر دولت و جامعه جهانی حامی افغانستان و نیروهای امریکا و ناتو، واقعا در پی تحقق صلح کامل در افغانستان هستند راهی جز توسعه اجتماعی افغانستان ندارند. مادامیکه فقر، بیکاری و تبعیض اجتماعی در کشور وجود دارد صلح واقعی محقق نخواهد شد. آنچه مردم افغانستان می خواهند صلح واقعی است و این ممکن نیست مگر با ایجاد تغییر مثبت در زندگی توده های محروم و مستضعف جامعه.